تبليغاتX
خنده بازار
جوک و اس ام اس - طنز - سیاسی - عکس - کلیپ - سرگرمی
انواع جوات 

جوات تهويه
جوات تهويه‌ها بنا به شرائط جغرافيائي و اکو سيستم محيط به گونه‌اي غير طبيعي سازگاري پيدا کرده‌اند. با توجه به نداشتن کولر در پيکان و هواي گرم تابستان جوات تهويه‌ها بصورت ژنتيکي دچار جهش در ژن کنترلي دست چپ شده و بر خلاف ساير انسانها که در هنگام رانندگي دستشان داخل ماشين است جوات تهوي‌ ها دستشان يک متر و ده سانت بيرون ماشين است. با اين عمل دست جواتها خنک شده و گردش خون بدن جواتها را خنک مي‌کند.
کاربرد ديگر اين عمل آلودگي توربو در محيط زيست مي‌باشد به آن معنا که علاوه بر دود اگزوز با دود سيگار آلودگي را به حد استاندارد در جهان سوم مي‌رساند.
کاربرد سوم صرفه‌جوئي در عمر باطري است و با اين عمل آنها يک دست راهنماي هوشمند دارند که در سرپيها و سبقتها به آنها کمک مي‌کند.

توصيه ايمني
شماره يک: اگر هواي داخل خودروئي که شما مسافر آن هستيد گرم شد هيچوقت دست خود را بيرون نبريد و بهتر است از پا استفاده کنيد که محکمتر است.
شماره دو: اگر راننده هستيد و نزديک به جوات تهويه‌ها شديد يک متر بيشتر از حد معمول براي سبقت فاصله بگيريد.

جوات وسطيکها
جوات وسطيکها علاقه شديدي به رانندگي در همه جا به غير از وسط لاين دارند و اگر از آئينه خود به عقب نگاه کنيد هيچوقت تصوير کامل آنها را نخواهيد ديد.
در استانداردهاي بين المللي رابطه قانونمند براي سرعت و فاصله از اتومبيل جلو وجود دارد که با وجود اين جوات‌ها امکان اجراي اين قانون در ايران فعلا وجود ندارد.
مهمترين اصل در رانندگي جوات وسطيکها پوزه ماشين مي‌باشد و در واقع مهم آنست که يک وجب پوزه ماشينشان در آفسايت باشد و بعد از اين آنها با تمام هيکل روي ماشين شما مي‌آيند. جوات وسطيکها بسيار صميمي و خونگرم هستند و هيچگاه نمي‌توانند ازماشينهاي هموطنان ديگر دور باشند و علاقه شديدي به چسبيدن و سريش شدن دارند و از پشت و بغل مداوم به شما مي ‌سبند تا حدي که آيينه‌هاي يکديگر را تاچ کنند. البته بعضي وقتها اينکار خوبي است چون شما ميتوانيد موسيقي زيبايي از هايده يا عباس قادري يا جواد يساري و يا تيس‌تيس... بشنويد.
جواد وسطيکها از سرعت 0 تا 125 کيلومتر سلطان جاده مي‌باشند و تا اين مرز سرعت هر کار دلشان بخواهد مي‌کنند.

توصيه ايمني:
شماره يك: در صورتي که جوات وسطيکها پشت شما بودند ابتدا از آينه به چشمشان نگاه کنيد اگر او داراي موهاي سيخ و فر بود و بصورت زاويه 90 درجه در چشمان شما نگاه کرد يک گاز محکم به موتور بدهيد و دوباره نگاه کنيداگر موهايش سيخ شده بود بدون هيچ مقاومتي از سر راه او کنار برويد و اگر او با شما کمي فاصله گرفت و سمت راست يا چپ را نگاه کرد از جان شما صرف نظر کرده است و مي‌توانيد بدون نگراني رانندگي کنيد.
شماره دو: در صورتي که جوات از کنار به شما چسبيد و شما خانم هستيد لطفا با او کل‌کل نکنيد و فاصله بگيريد و اگر آقا هستيد شما اتومبيل خود را در وسط لاين قرار دهيد و اروپائي رانندگي کنيد و اجازه ندهيد دور ماشين شما بيايند. اگر کنار رفت و درست رانندگي کرد که چه خوب و عالي ولي اگر صداي موتورش بلند شد و در دنده سنگين رفت سرعت خود را کم کنيد و محترمانه راه بدهيد.
شماره سه: اگر ديديد شما در خط سوم هستيد و جوات مداوم به روي خط زرد مي‌رود و صداي لاستيکهايش مي‌آيد و مدام چراغ مي‌زند و بوق مي‌زند يک دستمال سفيد بيرون بياوريد و در صورت خالي بودن سمت چپ کنار بکشيد.
شماره چهار: اگر جوات پشت سر شما مدام و بي دليل بوق و چراغ زد اجازه بدهيد عبور کنيد و شما پشت سر او به مدت يک دقيقه هي بوق بزنيد و چراغ بزنيد تا ادب شود.
شماره پنج: صريحا به شما توصيه مي کنيم اگر يک وقت از دست جوات وسطيکها عصباني شديد و ميزان ترشح هورمون لايي‌لايي‌کشي در شما بالا رفت خودتان را کنترل کنيد و راديو پيام را روشن کنيد تا آرام بشويد و اگر افاقه نکرد بيش از سه دقيقه کل‌کل نکنيد و اگر نه خدا شما را رحمت کند.

جوات ديزاينها
يك كارتوني بود بنام رامكال. در اين كارتون يك كلاغي بود بنام پودو كه عاشق چيزهاي براق مثل انگشتر، سكه، گردنبند، ساعت و… بود.
حالا اين جوات ديزاينها هم عاشق چيزهاي استيل، براق، هفت رنگ، چسب رنگ‌دار و چيزهاي عجيب و غريب هستند.
روزي در يك پيكان مسافركش نشسته بودم. جاي شما خالي يك تكه گليم سفارشي انداخته بود روي صندلي‌ها. در جلوي داشبورد كلي گردنبند، جاسوئيچي، زنگوله و تسبيح آويزان بود از همه با حال تر اين بود كه از وسط سقف يك لوستر چهار شاخه كوچك با كلي ذلم و زينبل آويزان بود.
واقعيت اين است كه ما اين كارها را مسخره مي‌كنيم، اما نبايد لذتي را كه از هنرمندي اين افراد مي‌بريم پنهان كنيم. اين در واقع سبكي از هنر است با نام پريمتيو يا هنر اوليه كه قابل مقايسه با نقاشي غارهاي بيش از 000/10 سال پيش از ميلاد ميباشد.
جوات ديزاينها كاملاً بي‌خطرند اما از لحاظ تهاجم فرهنگي، مشكل بزرگي هستند. چون براي اينها آرم
playboy يا خرگوش هيچ فرقي ندارد و آرم كدام مسلك و مرامي كه باشد باز فرق ندارد. اين افراد حاضرند تبليغ هر چيزي را بكنند به شرط آنكه براق باشد يا چسب داشته باشد.

نكات ايمني:
بيماري جوات ديزاينها مسري است و همه ژن ابتلا به آن را بصورت نهفته دارند.
براي اينكه سهواً دچار جوات ديزاينها نشويد قبل از تصميم‌گيري براي اضافه كردن ذلم وزينبل تزئيني به اتومبيل خود خوب فكر كنيد.

جوات دنجروسها
اگر روزي شوماخر بخواهد با اتومبيل فراري خود در خيابانهاي تهران با دنجروسها مسابقه دهد مطمئنا بعد از مسابقه از اتومبيلراني خداحافظي خواهد کرد . دنجروسها گونه‌هايي هستند متمايل به درندگان يك نكته قابل ذكر است و آن اينكه: هيچ وقت از شير نترسيد چون آن را نخواهيد ديد ولي از دنجروسها بترسيد چون روزي حداقل 20 بار آنها را مي‌بينيد.
دنجروسهاي نوع اول بسيار بي‌عاطفه‌اند و رانندگان پير و خانمها و کارمندان با احتياط و اشخاص ماشين دوست از دست آنها امان ندارند. دنجروسها عموما به صورت اتوبوسي سبقت مي‌گيرند. يعني از پشت به ماشين مي‌چسبند و هي کله ماشينشان را بيرون مي‌آورند و کافي است فقط 50 متر جلوتر خالي باشد که عمل سبقت را آغاز كنند.
در بزرگراهها از فاصله يک کيلومتري چراغ مي‌زنند (و اين نشانه استعمار انگليس است که پيکان را طوري ساخته که دسته نور بالا از همه چيز در دسترس تر است و ترمزش خيلي قوي است!) ناف دنجروسها را با تصادف بسته‌اند و اگر يکي اشتباهي تصادف نکند يک دنجروس ديگر اورا بر اثر تصادف خواهد کشت.
دسته دوم دنجروسهاي قراضه هستند که نشستن در خودرو آنها مانند نشستن بر روي صندلي مرگ است که دچار اتصالي شده است که ممکن است اگزوز بيفتد يا ترمز ببرد يا فرمان مرخص شود و يا سيم‌کشي بسوزد و تهويه داخل خودروها شبيه موتورخانه قيرسازي است.

نكات ايمني:
شماره يک: اگر از دور ديديد چراغ مي‌زنند خونسردي خود را از دست ندهيد و اجازه بدهيد عبور کنند و از شما يک کيلومتر فاصله بگيرد و بعدا شما نيز همان کار را دو بار تکرار کنيد.
شماره دو: اگر در جاده دچار دنجروسها شديد و آنها قصد سبقت اتوبوسي داشتند، فوق العاده احتياط کنيد چون بيش از چهل درصد سبقتهاي اين افراد خطرناک است.
شماره سه: اگر مسافر هستيد و دنجروس قراضه ديديد به لباسهاي خودتان رحم کنيد و سوار نشويد و اگر اشتباه کرديد و سوار شديد حتما اگر کمربند ايمني نداشت يک برگ کاغذ سفيد برداريد و کل وصيت‌نامه خود را سريع بنويسيد.

جوات سفري
اينگونه جوات به صورت گروهي و مستقل وجود دارد. در ابتداي فصل بهار كه موقع پوست‌اندازي است و كاپشن‌اندازي جوانها مي‌باشد، مهاجرت اين گروه از مناطق مركزي ايران به سمت جنگل‌هاي سرسبز شمال آغاز مي‌شود. در اين مسافرت طولاني كه به صورت غريزي در ذات اين جاندار قرن بيست و يكم وجود دارد، عمل جهت‌يابي، مواجهه با خطرات و حيوانات درنده، لانه‌سازي موقت، همه به نظم حيرت‌انگيزي انجام مي‌شود. مسير حركت جوات سفري از ميان كوهستانهاي شمالي البرز و از مسير فيروزكوه، چالوس و هراز انجام مي‌شود.
در هنگام حركت گروهي جوات سفري‌ها، رعب و وحشتي در مسير براي ساير جانداران ايجاد مي‌شود. در اين مسافرات طولاني تعداد زيادي از جوات سفري‌ها و جانداران بي‌گناه ديگر تلف مي‌شوند.
جوات سفري‌ها از نوعي تكامل خاص در بين پستانداران سود مي‌برند و آن اينكه قادرند يك آشپزخانه و يك خانه را در مسافتي بين 300 تا 500 كيلومتر همراه خود ببرند. نوعي از جوات سفري موسوم به نو كيسه‌داران قادرند حتي لوازم صوتي و تصويري با خود حمل نمايند.
جوات سفري‌هاي ايران بسيار خاص مي‌باشند و مشابه اين جانداران در هيچ فلات ديگري موجود نيست.
تعيين قلمرو براي جوات سفري‌ها مانند شيرهاست. يعني شيرها با بجا‌گذاشتن آثار بدبويي از خود، قلمرو را براي رقيب تعيين مي‌كنند و جوات سفري با بجا‌گذاشتن آشغال و بقاياي غذا، قلمرو خود را براي مسافران مجاور تعيين مي‌كنند.
با وجود آنكه مهاجرت و سفر در بين جانداران كار بسيار دشواري است، تنها جوات سفري‌ها هستند كه قدرت لذت بردن وصف‌ناپذيري از سفر دارند.

نكات ايمني:
1- در قلمرو اين پستانداران وارد نشويد.
2- از حركت كردن در فاصله كمتر از 50 متري آنها در جاده‌ها بپرهيزيد.
3- در مناطقي اقامت كنيد كه مطمئن باشيد از ديد جوات سفري‌ها محفوظ هستيد.

 

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: طنز
فيلم فرار شهرام جزايري 

فيلم « فرار شهرام جزايري» در پنج نسخه منتشر می شود

سرباز اولي كه انگار تازه متوجه ماهيت شهرام مي شود خطاب به او: ا‌ِ شهرام جزايري تويي؟! مي دوني چند سال دنبالت مي گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت! از آنجا كه شهرام جزايري هم آدم بود و هم مهم، و از آنجا كه فرار يك آدم مهم، يك اتفاق مهم است، و باز هم از آنجا كه يك اتفاق مهم مي تواند يك سوژه مناسب براي تهيه يك فيلم باشد، پيش بيني مي شود در آينده اي نه چندان دور فيلم  هايي با موضوعيت «فرار شهرام جزايري عرب» با شرح هايي مشابه زير ساخته شود.

1- نسخه افغاني:
ش.ج: آهاي سربازها آن كفتر را بنگريد، كه همانا از آن بالا كفتر مي آيه!
سرباز اولي: عجب كفتر مالي است!
سرباز دومي: آن كفتر را ولش كن، آن يكي ديگر را بنگر كه بسيار مال تر است!
سرباز دوم ( در اينجا به زير آواز مي زند): از آن بالا كفتر مي آيه، يك دانه ...
سرباز اولي: اِ شهرام كو؟
سرباز دومي: اي واي انگاري اغفال شديم، شهرام فرار كرد.

 2- نسخه فارسي:
ش.ج: چند مي گيرين اغفال شين؟
سرباز اولي: دهنت رو ببند! اين چه حرفيه؟ مگه خودت ناموس نداري!
ش.ج: احمق! منظورم از اغفال اينه كه بزاري متواري بشم!
سرباز اولي: آها! اما جواب بقيه رو چي بديم؟
( اين قسمت از فيلم براي اكران عمومي حذف گرديد!)
سرباز اولي : واي چه احساس بدي دارم!
سرباز دومي: فكر كنم اغفال شديم!

3- نسخه هندي:
ش.ج: من هوس بستني كردم.
سربازها: پس بايد ما رو هم مهمون كني!
ش.ج: عجب رويي دارين، دو دقيقه پيش پيتزا مهمونتون كردم ، باشه بستني هم مي خرم. آقاي بستني فروش بي زحمت سه تا بستني بدين.
بستني فروش: اِ، شهرام تويي؟! اينجا چكار مي كني؟ يادته تو محله مون با هم  توي بستني فروشي كار مي كرديم؟وضعت توپ شده ما رو نمي شناسي!
سرباز اولي كه انگار تازه متوجه ماهيت شهرام مي شود خطاب به او: ا‌ِ شهرام جزايري تويي؟! مي دوني چند سال دنبالت مي گشتم؟! شهرام منم بهرام! داداش گم شدت!
ش.ج  سرباز اولي رو در آغوش مي گيره و در حالي كه از خوشحالي اشك مي ريزه: داداش!
سرباز دومي: شهرام وبهرام منم اسفنديار هستم!
( لازم به توضيح است در اين فيلم اسفنديار با شهرام و بهرام هيچ نسبتي ندارد، و صرفاً جهت گفتن يك ديالوگ يك جمله اي پرانده است.)
بعد اين چهار نفر در همان حالي كه بستني مي خوردن آواز خوندن و حركات موزون انجام هم انجام مي دادن، در ضمن باران هم مي آمد!

ترجمه آواز:
 سرباز اولي - اي شهرام! اي مايه دار، اي مخ اقتصادي، اي يابنده آسانسور ترقي، اي استعداد درك نشده، اي فرار مغزها، اي خوشتيپ، اي هديه دهنده به هر مجلس و محفلي، اي كمك كننده به بي نياز و با نياز، تو را با دل و جان دوست دارم.

ش.ج- اي بهرام! اگر عشقت حقيقي است پس اغفال شو!
بستني فروش: اين همه بستني اي من، فداي يك خنده ي تو، اي كه با اشارتي همه ميشن بنده ي تو!
سرباز دومي: خيلي خونسردي، ديوونم كردي!
ش.ج خطاب به سرباز دومي: پس تو يكي كه هيچي! آهاي بهرام اغفال شو ديگه!كار دارم، بايد برم ديرم ميشه ها!
سرباز اولي: داداش اين حرفا چيه! ما اغفالتيم، شما متواري شو!

 4- نسخه هاليوودي:
يك آدم خفن(در حالي كه با يك عدد موبايل از نوع « از كي تا حالا» صحبت مي كند): سربازها توي تير رس هستن.
ش.ج (در حالي كه با يك همراه 150 هزار توماني صحبت مي كند و در ضمن هزينه اضافي هم پرداخت نمي كند): نمي خواد تير اندازي كني، خودم اغفالشون مي كنم.

( اين قسمت از فيلم به علت بيش از حد هاليوودي بودن سانسور شده است.)

سرباز اولي: پايين رو ول كن، بالا رو ببين! شهرام با يك هلي كپتر متواري شد.
سرباز دومي: اما خوشبختانه يك سر نخ مونده.
سرباز اولي: نادون! اين كه سر نخ نيست اين موهه!
سرباز دومي: اي واي! انگاري تو اين نسخه فيلم هم اغفال شديم!

 5- نسخه سينماي ماوراء:
يك عدد سفينه وارد زمين مي شود.
يك عدد گشت كنترل نا محسوس: بزن كنار!
گشت نا محسوس: از كجا ميآي به كجا مي ري؟
موجود فضايي: از خونه مادرزنم كه توي كره مشتري بود راه افتاديم مي خوايم شهرام جزايري رو متواري اش كنيم بعد مي ريم خونه خودمون توي كره مريخ!
گشت نامحسوس ( خطاب به همكارش): ايشون حالت طبيعي ندارن، يك تست ازش بگير!
گشت كنترل نا محسوس: تخلفاتت رو قبول داري؟ اگه نداري ما خيلي پيشرفته هستيم، همشون رو ضبط كرديم، باورت ميشه؟! خيلي با حاله مگه نه؟!!
موجود فضايي: تخلفاتم چي بود؟!
گشت كنترل نا محسوس: سرعت غير مجاز و تغيير در شكل ظاهري وسيله نقليه، اِ پلاك هم كه ندارين! بايد ماشينت رو بخوابونيم!
( در همين لحظه موجود فضايي غيب ميشه و يه راست با سفينه اش كنار شهرام و اون دو تا سرباز ظاهر ميشه)

موجود فضايي: شهرام جزايري تويي؟
ش.ج: آره!
موجود فضايي: تو هموني هستي كه ادعا كردي اگه رئيس جمهور كشورت بشي مي توني معضل اشتغال رو حل كني؟
ش.ج: بله، البته با انجام تخلفات كوچيك.
موجود فضايي: پس تو خيلي كارت درسته! ما مي خوايم تو رو بدزديم و ببريم كره مريخ!
ش.ج: اشكالي نداره، فقط بنا بر فيلمنامه قبلش بايد اين دو تا سرباز رو اغفال كنين.
موجود فضايي: اي بابا ... اين كه كاري نداره!
و بدين ترتيب موجودات فضايي شهرام را به كره مريخ بردند.
 جمله پاياني – با توجه به استقبالي كه مردم از اين فيلم ها در آينده از خود نشان خواهند داد، احتمالاً نسخه هاي ديگري از اين «فرار بزرگ» ساخته خواهد شد.

 

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: طنز
باغ مظفر و کاندوم دامداران 
سلام. این مطلب یه طنز +۱۸ هستش. لطفاْ باجمبه ها بخوننش. چون خیلی خفنه. نکنه یه وقت بخونید و بگید "واه واه واه خجالت نمیکشی این مطالب رو مینویسی؟!"

مطلب توی ادامه مطلب. اگه میخواید بخونید

مرسی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: طنز
باغ مظفر و راوی چشم چران 
سلام. این مطلب یه طنز +۱۸ هستش. لطفاْ باجمبه ها بخوننش. چون خیلی خفنه. نکنه یه وقت بخونید و بگید "واه واه واه خجالت نمیکشی این مطالب رو مینویسی؟!"

مطلب توی ادامه مطلب. اگه میخواید بخونید

مرسی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: طنز
مردم ایران ما 

اين بار عکس هايي ديدني از داخل ايران و اجتماع و افکار و رفتار طبقات مختلف در حالات مختلف

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: عکس
عکس های کمیک استریپ خیلی خفن و توووپ 

Ta ra neh ha

شماره 1       شماره 2       شماره 3       شماره 4       شماره 5       شماره 6       شماره 7

نظر یادتون نره

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: عکس
عزاداری به سبک بچه های میدان محسنی 

2- زنجيرزن – ميدان محسني

3- زنجيرزن – شريعتي / دولت

4- زنجيرزن – شريعتي بالاتر از حسينيه‌ي ارشاد روبروي منزل شهيدي، با حرکاتي بسيار موزون، زنجير ميزد

5- زنجيرزن – ميدان محسني

6- عَلَم‌کش – ميدان محسني

7- زنجيرزن – شريعتي / دولت کولاژ چفيه، خرمهره، زنجير، موي آرايش‌شده، ...

8- همان تکّة کوچکي از مويش که بلند کرده و بافته، جلبِ توجّهم کرد

9- عَلَم‌کش‌ها – ميدان محسني يکي، حمايلِ ديگري را ميبندد و آماده‌اش ميکند، زيرِ علم برود

10- زنجيرزن – ميدان محسني

11- عَلَم‌کش – ميدان محسني قوّت بازوش، قدرت زانوش، شفاي بيمارا صلوات...

12- شور – ميدان محسني

13- سردار طلايي – ميدان محسني

14- زنجيرزن و تماشاچي سينه‌زن – ميدان محسني

15- تماشاچي – ميدان محسني

16- تماشاچي‌ها – ميدان محسني

17- تماشاچي‌ها و زنجيرزن – ميدان محسني

18- تماشاچي‌ها – ميدان محسني

19- تماشاچي‌ها زير سياهي هيأت – ميدان محسني

20- تماشاچي‌ها – ميدان محسني

21- تماشاچي – ميدان محسني

22- تماشاچي‌ها – ميدان محسني

23- زنجيرزن و تماشاچي – ميدان محسني

24- از بلندي، پارچه‌هاي متبرّک به مردم ميداد – شريعتي / دولتا

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: عکس
بدون عنوان 
با سلام به همه دوستان گلم که دوست دارند با عشق و محبت زندگي کنند.
روز 25 بهمن مصادف بود با روز ولنتاين که روز عشق و محبت ناميده مي شود و طبيعي است که اکثر جوانان علاقمندند در چنين روزي عشق و علاقه خود را با دادن هداياي مختلف به کساني که دوستشان دارند نشان دهند و اين بسيار کار زيبا و خوبي است، ولي اگر 4 روز بيشتر تحمل کنند مي توانند در روز عشق و محبت ايراني در 29 بهمن ماه، روزسپندارمذگان، علاقه خود را ابراز کنند.
من توضيحي تاريخي براي دوستاني که با اين اسم آشنایي ندارند گذاشتم. لطفاً اين لينک رو براي همه دوستان و آشناهاتون ارسال کنيد و براي بقیه هم توضيح بديد که توی ایران ما سال های سال پيش از همه دنيا به عشق و محبت ارج مي نهادند.
نظر خودتون رو در اين باره بنويسيد.
 
|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع:
شهر هرت  

دوستان به نظر شما شهر هرت که همه ازش دم میزنن کجاست؟ متن زیر رو که بخونید متوجه میشید!

شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب

شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهایشان را درمان کنند

شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن با همسران را ندارند

شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام

شهر هرت جايي است که همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو که نگاه مي کنن ياد تختخواب مي افتن

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

شهر هرت جايي است که وقتي ميري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ...

شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر ر و دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن

شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي ..

شهر هرت جايي است که .......

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

|+| نوشته شده توسط آرمین کمانگیر در | موضوع: طنز
جوک و اس ام اس فوق العاده!!! 

توجه!                                                                                           توجه!         سلام دوستان! امروز بعد از مدتی طولانی بالاخره فرصت کردم آپ کنم. اما آپ این دفعه کمی متفاوته. این سری چند تا از اس ام اس های نیمه قدیمی اما جالب رو گلچین کردم و همراه چند اس ام اس جدید آماده کردم و وبلاگ رو آپ کردم.

ضمناً اس ام اس ها مختلطه، یعنی جوک و حکایت و عشقولانه و ... با هم مخلوط هستن.

اما شما هم کمی تا قسمتی منو ناامید کردین دیگه. نه درست و حسابی نظر میدین نه زیاد به وبلاگ سر میزنین نه از وبلاگ حمایت میکنین نه حتی وبلاگ رو تبلیغ میکنین. یه خورده روحیه بدین، زود به زود با مطالب پربارتر و جالب تر وبلاگ رو آپ میکنم. شما وبلاگ رو به دوستانتون معرفی کنید تا بازدیدها زیاد بشه من هم وبلاگ رو بهتر آپ میکنم.

ضمناً اگه عکس و مطلب جالب و قشنگی هم داشتین به ایمیل وبلاگ که در اعلانات نوشته شده بفرستید من هم درصورت اینکه بخواین با اسم خودتون میذارم تو وبلاگ.

فعلاً مطالب این دفعه رو بخونین و حالشو ببرین، نظر هم بدین.

---------------------------------------

دلی دارم که از تنگی در او جز غم نمی گنجد غمی دارم ز دلتنگی که در عالم نمیگنجد

---------------------------------------

برو به جهنم ! . . . . . . . . .. .. . ... برو ! آخه فقط تو ميتوني اونجارو تبديل به بهشت کني

---------------------------------------

دل ز هم صحبتیم دلگیر است عیش بی زلف تو در زنجیر است آنچنان منتظرم در ره عشق که اگر زود بیایی دیر است

---------------------------------------

در میکده دوش زاهدی دیدم مست تسبیح به گردن و صراحی در دست گفتم ز چه در میکده جا کردی؟ گفت از میکده هم به سوی حق راهی هست
دوشینه فتادم بر رهش مست و خراب از نشئه ی عشق او نه از باده ی ناب دانست که عاشقم ولی می پرسد این کیست؟ کجائیست؟ چرا خورده شراب؟
دل ز هم صحبتیم دلگیر است عیش بی زلف تو در زنجیر است آنچنان منتظرم در ره عشق که اگر زود بیایی دیر است

---------------------------------------

بهترين باش....... اگر نمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي ، بوته اي در دامنه اي باش.اگر نمي تواني درخت باشي ، بوته باش،  ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه روييده. اگر نمي تواني بوته باشي ، علف كوچكي باش و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن اگر نمي تواني نهنگ باشي ، فقط يك ماهي كوچك باش ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه در اين دنيا براي همه كاري هست كارهاي بزرگ كارهاي كمي كوچك

---------------------------------------

یه روز عشق و دیونگی و محبت و فضولی داشتن قایم موشک بازی می کردن . تا نوبت به دیونگی رسید "" دیونگی همه رو پیدا کرد اما هر چه گشت اثری از عشق نبود !!! فضول متوجه شد که عشق پشت بوته گل سرخ قایم شده و دیونگی رو خبر کرد و دیونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو کرد !! صدای فریاد عشق بلند شد !! وقتی همه به سراغش رفتند دیدند چشمانش کور شده است !!!!! دیونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت همیشه عشق را همراهی کند . از اون روز به بعد وقتی که هر کی عاشقه دیونه هم هست

---------------------------------------

تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی

---------------------------------------

تو نگاهم كردی وخنديدی: تبسمي كه هزاران حرف را به من مي رساند توخنديدی: از خنده ات دريافتم که از ديدارم راضي هستی توخنديدی: تبسم زيبايت را دليل بر پايان تنهاييم دانستم و توخنديدی: و من پنداشتم که ديگر غمهايم پايان يافته است

---------------------------------------

حكايت جالبيست كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنن

---------------------------------------

من توي دنيا 3تا دوست دارم... خورشيد، ماه و تو. اولی رو برای روزم ميخوام / دومي رو واسه‌ی شبم ميخوام / ولی تو رو برای تک تک لحظه‌هاي زندگيم ميخوام

---------------------------------------

مزاياي شير خانمها: استفاده براي تمام سنين، بسته بندي جذاب، دسترسي آسان، بدون تاريخ مصرف، يكي بخر دو تا ببر

---------------------------------------

سلام ببخشید این موقع شب مزاحم میشم یه سواله که داره دیونم می کنه و به خاطرش خوابم نمی بره اگه بلدی جوابشو برام اس ام اس بزن پانزده خر بوده و 15 تا اسب حالا این موجودات میرن تو طویله . چند تا قاتر بیرون میاد ؟

---------------------------------------

دل ميگيرد و ميميرد و هيچ كس سراغي ز ان نميگيرد ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه كرده ولي به ياد نداريم كه چرا خلق شدي غرورمان را بيش از ايمان باور داريم حتي بيش از عشق

---------------------------------------

دوست دختر پسره : عزيزم اگه يه بوسم بکنی قول ميدم تا آخرش باهات باشم . دوست پسر دوختره : ممنون از هشدارت

---------------------------------------

غريب است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به :((گوشمان خوانده شده‌اند ))

---------------------------------------

به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه تابستون خيلي رفتارتون خوبه كه زمستونام بيام

---------------------------------------

گر بدین سان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خودچون کوه یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک .

---------------------------------------

بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي....بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک

---------------------------------------

چگونه جوات را بشناسیم؟ ۱) تفریح رفتن با وانت رو خیلی می پسندن ۲) شلوار پارچه ای رو با کتونی مپوشن(شایع ترین عمل جوات ها) ۳) پشت مو حتما می ذارن(مخصوص پسران جوات) ۴) عاشق رنگ قرمز پر رنگ هستن(مخصوص دختران جوات) ۵) تو کافی شاپ آب دوغ خیار سفا رش میدن ۶) خوانندگان مورد علاقه شان جواد یساری . عباس قادری و... ۷) با موبایل روشن میرن تو کتاب خونه ۸) لباس كاموايي رو ميذارن تو شلوار

---------------------------------------

يك سنگ كافيست براي شكستن يك شيشه، يك جمله كافيست براي شكستن يك قلب، يك ثانيه كافيست براي عاشق شدن، يك دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي

---------------------------------------

از خروسه ميپرسن از جامعه راضي هستي ميگه نه والا خجالت نميکشن ناموس مردم رو لخت توي ويترين ميذارن

---------------------------------------

نگاه کن پنجره ها به لبخند من و تو چشم دارند و باران در انديشه ي فاصله ي من و تو مي بارد

---------------------------------------

خشک ميره تو خيس درمياد! سفت ميره تو شل درمياد!بيرنگ ميره تو قرمز درمياد! سرد مره تو داغ درمياد!چه حکايتي داريم ما با اين چاي کيسه اي

---------------------------------------

یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش

---------------------------------------

اگر من وتو دو برگ بوديم هنگام خزان زودتر از تو ميشکستم ومي افتادم تا زماني که تو ميافتي در آغوشت

---------------------------------------

غضنفر پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟

---------------------------------------

خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟

---------------------------------------

کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش، شوهر= وزير کار، مادر زن = وزير جنگ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات، خواهر زن= جاسوس دو جانبه، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي، پدر زن = وزير ارشاد، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلح نظام

---------------------------------------

هميشه دو درس را در زندگي خود به ياد داشته باشيد: 1- جسارت در بيان عقيده 2- جرأت در پذيرش اشتباه

---------------------------------------


رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد.

---------------------------------------

نرسيديم به هم بازی يک تقديريم عاقبت در هوس ديدن هم ميميريم عشقمان مخرج صفريست که تعريف نشد آه و افسوس که يک واژه بی تدبيريم بعد از آن حادثه هايی که جدامان کردند آنچنان شد که دگر از همه عالم سيريم اشک ميريختيم و دل که نميکنديم آه چه کنيم هر دو از اين واقعه دلگيريم وقتی از فاصله ها گفت دلم خنديديم

---------------------------------------

اون لحظه ي خوبي که شلوارت رو ميکشي پايين منم ابمو ميريزم روت. ............. .............. ........... برگي از دفترچه خاطرات يک افتابه

---------------------------------------


عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد

---------------------------------------

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند . قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند . تار موي توست اما ريشه ي عمر من است

---------------------------------------

 

توي قزوين بازي بيليارد مجانیه

.

.

.

.

.

ولی در عوض تماشاي بازي 3500 تومانه

---------------------------------------

يه دوست معمولي اين اس ام اس منو ميخونه و پاکش ميکنه...... يه دوست واقعي اونو واسه همه و دو باره واسه خودم ميفرسته

---------------------------------------

قزويني يه عروسی ميکنه ،فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل

---------------------------------------

بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم : 1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من . هر چي از شلوار در اومد مال تو !!! 2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!! 3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها . من در مي زنم . تو يه رب بده (خیلی تکراری بود ولی چون قشنگ بود دلم نیومد نذارم!)

---------------------------------------

ترکه و لره و تهرانيه رفته بودن دزدي.يکهو صاحب خونه مياد. اون سه تا ميرن تو گوني قايم ميشن . مرده مياد يه لگد ميزنه به گوني اول . تهرانيه صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه ...لره صداي نون خشک ميده . به سومي که ترکه توش بوده ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه بازم صدا نميده . چند بار ديگه ميزنه . ترکه شاکي ميشه مياد بيرون ميگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره

---------------------------------------

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

---------------------------------------

چشمهاي درشت و زيبايت را که به من ميدوزي وبا لبهاي زيبا آواز ميخواني، احساس ميکنم که بيش از هميشه عاشقت هستم ، تو زيباترين قورباغه ي اين برکه اي

---------------------------------------

سوال زيست شناسي (2 نمره) آلت رجليت چيست؟ موجودي بي زبان و بي دفاع كه جزء گروه بي‌مهره‌گان و دسته خزندگان طبقه‌بندي مي‌شود كه در صورت احساس خطر سريع خود را باد كرده و باسن مهاجم را پاره مي‌كند

---------------------------------------

رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته

---------------------------------------

تركه سوار اتوبوس ميشه بقلش يه زنه ميشينه زنه ميشينه رو كت تركه .-.تركه به زنه ميگه خانوم كونتون رو از رو كتم برداريد زنه ميگه بي تربيت بگو باسن بعد از 5 دقيقه دوباره زنه ك؟ونش رو ميذاره رو كت تركه تركه 5 دقيقه با خودش كلنجار ميره يادش نمياد كه زنه چي بهش گفت رو ميكنه به زنه ميگه خانوم ببخشيد اسم ك؟ونتون چي بود؟؟؟

---------------------------------------

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم

---------------------------------------

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن

---------------------------------------

رشتيه به دوستش: يه جا بلدم شام ميدن! مشروب ميدن! ترياک ميدن! آخرش هم 30000 تومن ميدن!! دوستش ميگه: کجاست؟!! ميگه: خودم نرفتم زنم رفته بلده

---------------------------------------

زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکنيم

---------------------------------------

تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم ( هيتلر )

---------------------------------------

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته نشو، که وجودت شایسته تندیسی زیباست."

---------------------------------------

ترکه یه ماشین انگلیسی سفارش میده براش میفرستند. (ماشینهای انگلیسی فرمونش سمت راسته) بهش میگن: ماشینت چطوریه ، خوبه؟ ترکه میگه: آره بابا خیلی ردیفه میرم تو خیابانها ملت همه کف میکنند فقط یه مشکل داره و اون هم اینکه هر دفعه میخوام تف کنم نمیدونم چرا میافته تو صورت خانومم

---------------------------------------

دختر به پسر : ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم

---------------------------------------

کي دلش به حال ماهي ميسوزه،يکي دلش به حال ماهيگير ميسوزه اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدي نميسوزه

---------------------------------------

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات می کرد بهت چی گفت ؟جایی که میری مردمی داره که می شکننت نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توکوله بارت عشق میزارم که بگذری، قلب میزارم که جا بدی، اشک میدم که همراهیت کنه، ومرگ که بدونی برمیگردی پیشم

---------------------------------------

ذهن انسان احمق مانند مردمك چشم است..هر چقدر بيشتر نور بتاباني ..تنگ تر ميشود

---------------------------------------

<